
میخواهم برگردممیخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان کهپدرتنها قهرمان بود.عشق تنهادر آغوش مادرخلاصه می شدبالاترین نقطه زمین شانه های پدر بود.بدترین دشمنانم،خواهروبرادرهای خودم بودند.تنهادردم،زانوهای زخمی ام بودندتنهاچیزی که میشکست اسباب بازیهایم بود.ومعنای خداحافظ ،تافردابود..........
ادامه مطلب
گفتفراموشم کنمن در هیچ خیابانی با تو قدم نزدمزبانم بند آمد که بگویمقدم نزدمولی در تمامِ کوچه های این شهربه تو فکر کردم!...
ادامه مطلب
ﺗﻨﻬﺎﯾـــــــــــــــــــــــــــﯽ؟ ﺗﻨﻬﺎﯾــــــــــــــــــﯽ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍطــــــــــــــــﺮﺍﻓﺖ ﻧﺒﺎﺷﻪ! ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴــــــــــــــــــﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺒﺎﺷﯽ! ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻣـــــــــــــــــﯽ ﮔﻮﺷﻪ ﮔﯿﺮ ﺑﺎﺷﯽ! ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺣـــــــــــــــﺮﻑ ﻧﺰﻧﻪ! ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘـــــــــــــــــﻪ ﺑﺎﺷﻪ! ﺗﻨﻬﺎﯾـــــــــــــــﯽ ﯾﻌﻨﯽ "ﻫﯿﭽﮑﺲ" ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻪ حالت بده....
ادامه مطلب